|
www.mybaran.com کافی نت باران بررسي نقش آموزش عالي درحل مشكل اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهها دانشگاه كارآفرين نيازهاي بازار كار بي ترديد دانشگاهها علاوه بر نقش اوليه خود يعني توليد و ترويج علم و گسترش تحقيقات، دامنه وسيع تري از فعاليتهــا را در سر لوحه اهداف خود قرار داده اند تا به اين وسيله ارتباط نزديكتري را با جامعه پيرامون خود برقرار سازند. در سايه اين نگرش است كه امكان بهره گيري هرچه بيشتر از ظرفيتهاي بالقوه و تكنـــــولوژيك دانشگاهها، فراهم مي شود. گفتني است كه دستاوردهاي دانشگاهها از دو راه فعاليتهاي جامعه را تحت تاثير خود قرار مي دهد. ابتدا با ارائه خدمات آموزشي موجب رشد سرمايه انساني مي شود. سپس به عنوان يك مركز تحقيقاتي درقالب مراكز تحقيق و توسعه، امكان بكارگيري ساير دستاوردهاي جديد علمي در عرصه هاي گوناگون اقتصادي اعم از صنعت، كشاورزي و خدمات را فراهم مي آورد، اين ميان تقويت و تــــوسعه كارآفريني در دانشگاهها مي تواند مـــــــوجب حل معضل اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهها شده و آينده وضعيت شغلي آنان را باتوجه به نوع رشته و تخصص دانشگاهي شان شفاف تر سازد. (1) درهمين راستا، به منظور مطالعه و بررسي نقش آموزش عالي در ايجاد تعادل ميان ظرفيتهاي دانشگاهي و فرصتهاي شغلي براي فارغ التحصيلان، دومين همايش اشتغال و نظام آموزش عالي كشور توسط جهاد دانشگاهي دانشگاه تربيت مدرس در محل دانشكده تربيت مدرس برگزار شد. محورهاي مهم مطرح شده در اين همايش عبارت بودند از مباني و راهبردهاي ملي، نظام آموزش عالي و اشتغال، جايگاه فناوري ها در نظام آموزش عالي و اشتغال و بررسي مشكلات و فرصتهاي نظام آموزش عالي در اشتغال دانشجويان فارغ التحصيل. با هم خلاصه برخي از مقالات ارائه شده در اين همايش را مي خوانيم. فارغ التحصيلان دانشگاه در برنامه چهارم توسعه آقاي مهدي ذوالفقاري، كارشناس ارشد مديريت بازرگاني در بخشي از مقاله خود با عنوان نگاهي به طرح كـــــــــــارورزي فارغ التحصيلان دانشگاهي در برنامه چهارم، چنين آورده است: منابع انساني از مهمترين عوامل موثر در تــــوسعه هر جامعه به شمار مي رود و دراين راستا افراد تحصيلكرده و متخصص نقش مهمتري را برعهده خواهند داشت. اشتغال دانش آموختگان يكي از مسائلي است كه همواره موردتوجه برنامه ريزان و سياستگذاران كشورهاي مختلف بوده است. اين توجه به لحاظ اهميت بازار كار به عنوان مركز ثقل اقتصادي و اجتماعي و هم به لحاظ نقشهاي اجتماعي مي باشد كه به افراد دانش آموخته براي نيل به اهداف توسعه كشور محول مي شود. بيكاري دانش آموختگان يك معضل در جامعه كنوني به شمار مي آيد كه هر روز جنبه حادتري به خود مي گيرد. هرساله تعداد زيادي از افراد وارد نظام آمــوزش عالي مي شوند كه به فاصله چند سال فارغ التحصيل شده و به سوي بازار كار روانه مي شوند و اين در شرايطي است كه رشد اقتصادي و ظرفيت اشتغالزايي جامعه متناسب با رشــــد دانش آموختگان نمي باشد. يكي از دلايل عمده اين امر را مي توان بافت نسبتاً سنتي واحدهاي شغلي و سطح پايين تكنولوژي هاي به كار گرفته شده در اين واحدها ذكر كرد كه باعث شده تا اينگونه واحدها كه عمدتاً واحدهاي كوچك و متوسط بوده و اغلب مــــديران آن مالكان آن نيز هستند، از ورود فارغ التحصيلان جوان به واحد خود جلوگيري كنند. بويژه آنكه نيروهاي تحصيلكرده اغلب به دنبال تغيير فضاي واحد به سمت نوآوري و استفاده از تكنيكهاي نوين و كارآمد روز هستند كه اين امر خود بهانه اي براي مديران واحدهاي عمدتاً كوچك و متوسط در نپذيرفتن آنها و برهم زدن تعادلي است كه به ظاهر بر واحد و فعاليتهايشان حاكم است و اين درحالي است كه عدم جذب يا روند كند جذب قشر تحصيلكرده در بدنه اشتغال موجود خصوصاً در صنايع كوچك و متوسط، اين نگراني را به دنبال خواهد داشت كه روند نوآوري و كارآفريني از رشد لازم و مناسب براي توسعه اشتغال پايدار برخوردار نبوده و اين امر خود به افزايش شكاف ميان عرضه و تقاضاي نيروي كار منجر شود. ملاحظات فوق در كنار ساير عوامل و پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي ناشي از عدم اشتغال بويژه در سطح اقشار تحصيلكرده، لزوم برنامه ريزي و سياستگذاري جدي را در سطح كلان طلب مي كند. در اين راستا اجراي طرحهايي نظير طرح كارورزي با هدف انتقال مهارتها و تجربيات عملي به فارغ التحصيلان دانشگاهي و فراهم آوردن بستر مناسب جهت ورود آنها به بازار كار كشور، استفاده از ظرفيتهاي خالي بخش خصوصي و دولتي (صنعت، كشاورزي و خدمات)، ارتقاي سطح علمي و نوسازي ساختار نيروي انساني، اتخاذ رويكرد مناسبي بــه منظور حذف تدريجي عدم تعـــادل موجود در بازار كار كشور، شناسايي رشته هاي تحصيلي موردنياز بخشهاي مختلف كشور و اندازه گيري ميزان تناسب عملكرد نظام آموزش عـــالي به لحاظ رشته هاي تحصيلي فارغ التحصيلان بــا نيازهاي بازار كار ضروري به نظر مي رسد. رشته تحصيلي و نيازهاي بازار كار آقاي دكتر محمد رضا شجاعي استاديار دانشكده مديريت و حسابداري دانشگاه شهيد بهشتي نيز طي مقاله خود به مبحث پاسخگويي رشته تحصيلي دانشجويان به نيازهاي بازار كار اشاره و معتقد است: يكي از بزرگترين معضلات اقتصادي در كشورها، بيكاري بويژه بيكاري دانش آموختگان دانشگاهي به عنوان محور اصلي توسعه و پيشرفت اقتصادي جامعه است. باتوجه به اين اصل اقتصادي كه توليدكننده بايد كالايي را توليد نمايد كه مصرف كننده متقاضي آن است، اين فرضيه مطرح مي شود كه تحصيلات دانشگاهي و مهارتهاي كسب شده از اين نظر، مي تواند در چگونگي اشتغال دانش آموختگان عاملي موثر باشد. آقاي دكتر رحيم دباغ، عضو هيأت علمي موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي: درحال حاضر مسئله بيكاري بويژه براي جوانان و حتي فارغ التحصيلان دانشگاهها از معضلات بسيار مهم كشور محسوب مي شود، پس باتوجه به محدود بودن توانايي جذب آنان در مراكز دولتي، راهي جز بكارگماري آنان در بخش خصوصي و خوداشتغالي وجود ندارد. چرا كه بخش عمده فعاليتهاي بخش خصوصي كشور و ايجاد خوداشتغالي ها در كسب و كارهاي كوچك به صورت انواع صنوف توليدي، خدمات فني، خدماتي و تـــــوزيعي مي باشند و فعاليتهاي توليدي و خدمات فني از فعاليتهاي زيربنايي و اساسي محسوب مي شوند. آقاي همايون فرهاديان، كارشناس ارشد گروه ترويج و آموزش كشاورزي دانشگاه تربيت مدرس،خانمها حميده زارعي و مريم محمودي دانشجويان كارشناسي ارشد ترويج و آموزش كشاورزي دانشگـــاه تربيت مدرس نيز در مقاله اي به طور مشترك به بررسي وضعيت اشتغــــال دانشجويان تحصيلات تكميلي رشته هاي كشاورزي پرداختند كه با هم گوشه اي از مقاله ايشان را مي خوانيم: امروزه با پيشرفت ســريع تكنولوژي و تحول در بينشها و استراتژي ها نياز به نيروي انساني كارآموخته و كارآمـــــد بيش از هر زمان ديگر محسوس مي باشد. در جهان كنوني كه دامنه علم به سرعت درحال گسترش است، نيروي انساني آموزش ديده به عنوان مهمترين سرمايه براي رشد و توسعه كشور محســوب مي شود. اشتغال براي افراد جامعه يكي از مهمترين و آرماني ترين هدف برنامه ريزان، سياستمداران و اقتصـــاددانان يك كشور بوده و بيكاري و كم كـــــاري نيز يكــــي از پيچيده ترين و مشكل ترين عارضه هايي است كه يك ملت به آن گرفتار مي شود و باعث كندي و يا توقف روند توسعه اقتصادي، اجتماعي و حتي سياسي مي گردد و درنتيجه همه مسائل توسعه و رشد را تحت الشعاع قرار مي دهد. در اين ميان، مسئله اشتغال دانش آموختگان كشاورزي به صورت يك معضل درآمده و يكي از مهمترين مشكلات جامعه ايران مي باشد. باتوجه به رشد جمعيت و رسيدن آن موج به دهه 1380، عدم رونق اقتصادي كشاورزي، گسترش بي رويــــه رشته هاي كشاورزي و عرضه فراوان تحصيلكردگان، اشباع بخش دولتي و سياست كاهش نيرو و عدم توان جذب در بخش خصوصي در دهه 1380 با بحران شديد بيكاري فارغ التحصيلان كشاورزي مواجه مي باشيم. آقاي دكتر اسدالله كرد نائيج، عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس در بخشي از مقاله خود با اشاره به نقش دانشگاه كارآفرين درحل معضل بيكاري و پاسخگويي به نيازهاي آموزشي و پژوهشي محيط چنين آورده است: مسايل امروز كشورمان با راه حلها و كليدهاي ديروز حل شدني نيست. براي حل مسايل امروز كليدهاي امروزي لازم است. پيش بيني آينده نيز مشكلات آتي را حل نمي كند بلكه بايد براي ساختن آينده اقدام كرد؛ به عبارت ديگر قفلهاي فردا، كليدهاي فردا را مي خواهد و مطمئناً با كليدهاي امروزي باز نمي شود. امروز شرايط محيطي و قواعدبازي رقابت به حدي پيچيده و مبهم گرديده است كه كشورها ديگر نمي توانند تنها با تغييرات اندك در روشها، ساختار، تكنولوژي و عواملي نظير اين، بقاي بلندمدت خود را تضمين كنند. لذا كشورهاي امروزي بايد انقلابي در اذهان مديران و كاركنان خود به وجود آورند تا به طور اساسي مفهوم سازمان، كار، كيفيت و رقابت در ذهن آنها دگرگون شود. بدين ترتيب نقش سنتــي مدير، كارآمدي خود را از دست مي دهد. درچنين شرايطي به كارآفريناني نياز است تا بتوانند ازطريق خلاقيت، نوآوري، پشتكار، اعتماد به نفس و تحمل ابهام، خون تازه اي در كالبد اقتصاد كشور به جريان بيندازند و گامي موثر درجهت حل بحران اشتغال بردارند. بديهي است يكي از ابزارهاي استراتژيك و كليدي اين امر، وجود دانشگاه كارآفرين در سطح آموزش عالي است. دانشگاه كارآفرين دانشگاهي است كه در آن پارادايم سنتي آموزش كه سالها بدون تغيير مانده است به پارادايم جديدي تغيير يابد. در اين پارادايم، دانشگاه كارآفرين دانشگاهي است كه هم زمان با تاكيد بر توليد علم وگسترش مرزهاي دانش بشري نسبت به نيازهاي آموزشي، پژوهشي و خدمات مشاوره اي تخصصي محيط حساس بوده و ازطريق ايجاد خلاقيت و شيوه هاي تفكر هوشمندانه ضمن پاسخگويي سريع و دقيق به نيازهاي افراد، كمك مي كند تا توانايي تعريف، فرموله كردن و برطرف ساختن مشكلات به صورت مستقل يـــا گروهي، تحقق يافته و زمينه براي توسعه پايدار كشور آماده گردد. گرچه موضوع اشتغال در كشورمان يك مسئله پيچيده و چندبعدي است، با اين وجود نگاه سيستمي و كلان، توأم با تفكر استراتژيك به موضوع دانشگاه كارآفرين، مي تواند افق جديدي را براي حل معضل بيكاري بگشايد. توانايي هاي زنان دانش آموخته آقاي رحمان پارياد، كارشناس ارشد پژوهشي دانشگاه لرستان در مقاله خود به چالشهاي فراروي اشتغال زنان تحصيلكرده در جامعه اشاره و چنين گفتند: عصر حاضر مقارن با عصر كارآفريني است كه مفهوم آن از ديرباز در ادبيات و متون اقتصادي به كار رفته اما چالشهاي فراروي اشتغال زنان در جوامع توسعه يافته و درحال توسعه از يكسو و نابرابري در دسترسي به برخي از دوره هاي تحصيلات تكميلي ازسوي ديگر و عدم امكان بروز اثربخشي و تواناييهاي زنان دانش آموخته آموزش عالي درنهايت راهكار كارآفريني را پيش روي دست اندركاران اين بخش نهاده است. چــــرا كه كارآفرينان انقلابي را برانگيخته اند كه اقتصاد جهاني را تغيير داده است. كنار گذاشتن بخش وسيعي از نيروي فعال جامعه از بسياري از مشاغل به معني هدردادن منابع انساني و پيامدهاي ديگر آن افزايش انعطاف ناپذيري بازار و كاهش توان اقتصادي براي تعديل تغييرات است. ترويج كارآفريني به عنوان يك راهكار مناسب براي حل اين مشكل برگزيده شده است. گرچه ايجاد اشتغال، يكي از تبعات كارآفريني است. ازطرف ديگر، امروز ميزان مشاركت و اشتغال، يكي از شاخصهاي نوسازي اقتصاد ملي و اقتصـــــادي و يكي از عوامل و شاخص هاي توسعه است. با اينكه ضرورت و الزام اقتصادي اشتغال و مشاركت زنان در فعاليتهاي اقتصادي، همواره در تاريخ پيشرفت و توسعه جوامع مختلف بشري مطرح بوده، اما هنوز در بسياري از كشورها ميان زنان و مردان تعادل مطلوب و قابل قبولي در اين زمينه و در فعاليتهاي مختلف ايجاد نشده است. تغييراتي كه در ساخت اقتصادي جامعه ايجاد شده موجب گرديده كه فرصتهاي شغلي افزايش يابد و زنان جذب نظام شغلي جامعه گردند و در تغيير كار سنتي حاكم بر جامعه نيز تغييراتي ايجاد كنند. رويكردي بر آموزش و نقش آن بر اشتغال فارغ التحصيلان عنوان مقاله آقاي حسين سلطان محمدي كارشناس مسايل اقتصادي بود كه طي مقاله اي در اين همايش مطرح شد. در بخشي از اين مقاله آمده است: بنيان همبستگي جامعه و تحكيم استقلال و اقتدار ملي را شايد بتواند اشتغال و درآمدهاي حاصل از آن نام برد. چرا كه وجود افراد بيكار درميان قشر تحصيل كرده دانشگاهي و غيردانشگاهي به منزله تباه شدن بخشي از سرمايه گذاريهاي انساني است و عدم تامين شرايط شغلي در كشور نيز ضريب آسيب پذيري اجتماعي را بالا برده و سبب وقوع بحرانهاي عظيم اجتماعي و سياسي خواهدشد. البته معضل بيكاري در جامعه ريشه در مشكلاتي همچون نرخ بالاي تورم با ركورد، تداوم نابرابر درآمدها، نرخ رشد پايين توليد ناخالص داخلي، وابستگي شديد ساختار مالي بر درآمدهاي نفتي، گستردگي تصدي دولت در امور اقتصادي و... دارد كه چاره حل چنين مشكلات ساختاري،نيازمند عزم ملي در كشور است. از اين رو عمده كانون توجه دولت را همين مساله يعني تامين شرايط اشتغال در جامعه مخصوصاً براي قشر تحصيل كرده دانشگاهي تشكيل مي دهد. لذا باتوجه به اينكه نقش آموزش عالي در راهبرد توسعه مبتني بر دانش، كليدي و محوري است و آموزش عالي مي تواند به عنوان موتور محرك توسعه عمل نمايد؛ ضروري است نهاد متولي آموزش عالي باتوجه به شاخصهاي اقتصاد دانايي محور درجهت برنامه ريزي به منظور ايجاد اشتغال مولد و موثر براي نيروي انساني فرهيخته جوان و تحصيلكرده كشور گام بردارد. 1 - خانم دكتر زهرا رهايي - عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مباركه.
|