|
با سلام نمیدونم پارسال بود ... پیارسال بود .... کدوم سال بود؟ ولش واسه این بارانیها دو خط نوشتیم اینا به طرز فجیعی ابراز خوشحالی کردن ... حالا میخوام بیشتر از دو خطش کنم ... به نظر شما چی میشه؟ فکر کنید یه ادم بدبخت گرفتار تبلیغات این بارانیها شده و از حماقت زیادیش یه سر میزنه ببینه این تو چه خبره ... از قضا تو کف یه سی دی مداحیه ... بقیه اش رو ریتمیک میرم . . . به باران آمد این بدبخت ... حکایت همچنان باقیست که او هم همچو الباقی ... اسیر طبل ِ تو خالیست سلامی کرد و بعد پرسید ... که این حاجی کدامین است؟ که شهر اندر پی ِ پیچی ... ز ِ تاب ِ جعد مشکین است کسی آمد جلو و گفت ... که من حاجی سعید هستم  که باران در کف دستم ... از این دست شهر هراسان است جوان لبخندی زد و گفت ... تو هستی حاجی ِ این شهر؟ تریپ اسپورت ... موها فشن ... به دور از تیپ ِ حاجی است یکی از پُشت سعید را زد ... سعید افتاد و از هوش رفت جوانی لاغر و مغرور ... گمونم اون بروسلی است  بروسلی گفت که داودم ... تریپ دختر کُش و خسته است  بگو با من چکار داری ؟ تو پرسیدی که حاجی هست؟ بگفتا بله حاج داود ... ز ِ بخت ِ بد آمدم اینجا تو که رزمی کاری چرا نیشت باز ... تا بنا گوش است؟ بروسلی نزد جوان رفت ... بگفت این حرف من راز است من و مکه؟ برو بابا ... فقط مسیر قم باز است یهو نوری عظیم و زرد ... ز ِ پُشت ِ درب پیدا شد خدایا سقف این هاله ... چرا زانوی این فرد است ؟  جوانی کت و شلواری ... که با داود نداشت کاری نشست بر تخت ریاست ... با ته ریش ... خود حاجی است؟ بگفتا اینهمه اغراق شنیدی ... اینیکی هم روش منم والاترین حاجی ... کنتور دروغ خراب است جوان خوشحال شد و پرسید : سی دی ِ مذهبی دارید؟ حاجی گفت ولمون کن ... هنوز عزا داری داغ است؟ بیا این فیلم رو تو هیئت ... ببینید با همه یاران آخه این اولین فیلمه ... گلشیفته تو هالیوود است جوان ِ مثبت و بدبخت ... بگفتا من نمیخواهم فقط مداحی ِ ذاکر ... با گوش ما آشنا هست حاجی گفتش که شرمنده از این چیزا نمیاریم حالا هم زود دست به جیب شو ... که وقت برای من تنگ است جوان گفتش : نه دانلودی نه پرینت ... هیچی نداشتم چقدر باید بپردازم ؟ اینکه دور از انصاف است حاجی گفت : پنج تا هزاری ... کفایت میکند فعلا شعار ما در این باران ... فقط تیغ زدنه شخص است به پایان آمد این دفتر ... حکایت همچنان با قیست کلید حل ِ این مشکل ... توی ِ گاو صندوق ِ حاجی است اگر چه از قلم افتاد ... حکایتهای بعضی ها آخه اسماشون یادم نیست ... وگرنه راه ِ نقد باز است نشید خوشحال و مسرور ... هی نگید خوب شد که یادش رفت آخه آخر ِ این شعرم ... مثل ِ سی دی تَهِش باز است 
فعلا قضیه باران ...  خودم نوشته های پدارم در وبلاگ روزگار غریبیست نازنین http://pedram99system.blogfa.com/post-543.aspx http://pedram99system.blogfa.com/post-543.aspx کلمات مورد جستجو : pedram99system pedram 99 system pedram99system.blogfa.com پدرام ، پدرام 99 سیستم ، بیت ، شعر ، امیر ، کافی نت باران pedram 99 system , amir alipour , amirv60 , poem , bit , rain , baran , baran internet cafe , shahreyar , baran net , اشتباهات تایپی : hldv uga \,v , ldo,a ,gd chni , auv , fdj v\ , ;htd kj fhvhk aivdhv عکس های بیشتر از امیر علیپور 


|